دیشب خونه ی دختر عمه ی بابام بودیم ..

اینا یه پسر حدودا 5ساله دارن!

بابام هی این بچه رو اذیت می كرد می گفت

به به چه دختر خوبی اینم می گفت من دختر نیستم پسرم!!

اینقدر بابام گیر داد بچه عصبی شد شلوار و شرتشو با هم كشید پایین

گفت : " دیــــــــدی !؟ دختــرا كه ازینا ندارن! "