دوستم گلوش چرک کرده بود پرسید چیکار کنم ؟ خواستم بگم آب نمک قرقره کن حواسم نبود گفتم آب قند قرقره کن …
بنده خدا یه هفتس کلا نمیتونه صحبت کنه ، دکتر گفته مجرای تنفسیش شکرک بسته !


به بعضیا باید گفت : عزیزم تو از شعورت استفاده کن اگه تموم شد من بازم برات میخرم !


عاقا من نمیدونم چه حکمتیه هروقت که من گشنمه فرق یخچالمون با کمد ، فقط چراغ توشه ! حالا کافیه من مریض بشم اشتهام کور بشه ، از تخم طوطی آمازونی بگیر تا شتر بریون در این گنجیده میشه ؛ ماه رمضون که دیگه هیچی اصن واویلاست … یخچاله ما داریم ؟


زندگی رویاست ، زندگی خاطره‌ س ، زندگی آرزوئه ، زندگی شادیه ، زندگی …
یکی به من بگه چرا زندگی جعفر نیست  ، چرا بهرام نیست ، چرا فرشاد نیست ؟؟؟


نشد یه بار این خانواده بپرسن صبونه میخوری ؟ بعد ما هم با ناز بگیم بیارین تو رختخوابم لطفا …
یعنی گفتیم ها منتهی جوابش در خور مقام ما نبود نادیده گرفتیم !


در یخچال رو باز کردم
یه پشه در حالی که داشت فحش می‌داد ازش خارج شد ! :|


این روزا فقط میشه به عزرائیل اعتماد کرد
چون حداقلش اینکه قصد و نیتش مشخصه !